قلیزاده که در هفتههای اخیر نقش کلیدی در موفقیتهای لخپوزنان داشت و یکی از امیدهای درخشش تیم ملی در جام جهانی محسوب می شد، با یک فرود نامتعادل روی زانو، در آخرین بازی تیم باشگاهی تش دچار مصدوتی شدید شده است. واکنش او، فریادها و اشکها، بهوضوح نشان میداد که موضوع فراتر از یک آسیبدیدگی ساده است. حالا همهچیز به نتیجه MRI گره خورده؛ نتیجهای که نهفقط سرنوشت فصل باشگاهی او، بلکه شاید آیندهاش در جام جهانی 2026 را هم تعیین کند.اما این داستان، برای فوتبال ایران ناآشنا نیست.
تاریخ نشان میدهد که مصدومیتهای بدموقع پیش از جام جهانی، بارها ستارههای ایرانی را تا آستانه حذف کامل پیش برده، اما برخی از آنها با ارادهای کمنظیر بازگشتهاند. نمونه بارز، احمدرضا عابدزاده است؛ دروازهبانی که پیش از جام جهانی 1998 با مصدومیتی جدی روبهرو شد، اما با پشتکار، انگیزه و یک روند بازگشت تقریباً معجزهآسا، خود را به ترکیب تیم ملی رساند و به یکی از نمادهای آن نسل تبدیل شد.
در همان دوره، بازیکنانی مانند رضا شاهرودی نیز شرایط مشابهی را تجربه کردند. شاهروید با وجود نقش پر رنگ در صعود تیم ملی مجبور شد جای خودش در جام جهانی را به میناوند بدهد و حسرت به دل همیشه ان کابوس را در ذهن مرور کند.
این سناریو در سالهای بعد هم تکرار شد. مجتبی جباری پیش از جام جهانی 2006 با مشکل جدی مواجه شد و در آلمان برای تیم ملی به میدان نرفت. در نسلهای بعدی، بازیکنانی مانند اشکان دژاگه و رضا قوچاننژاد نیز پیش از جامهای جهانی 2014 و 2018 طعم این اضطراب را چشیدند؛ مصدومیتهایی که تا آخرین لحظات، حضورشان را در هالهای از ابهام قرار داده بود، اما در نهایت به بازگشت ختم شد.
وجه مشترک تمام این روایتها، یک چیز است: فاصله باریک میان حذف و بازگشت. جایی که فقط فاکتورهای پزشکی تعیینکننده نیستند؛ اراده، نظم در بازتوانی و تابآوری ذهنی، نقش تعیینکنندهتری پیدا میکنند.
حالا قلیزاده در همان نقطه ایستاده است؛ نقطهای میان نگرانی و امید. اگر شدت آسیبدیدگی بالا باشد، ممکن است فصل برای او زودتر به پایان برسد و حتی جام جهانی را از دست بدهد. اما اگر تجربه تاریخ فوتبال ایران چیزی را نشان داده باشد، این است که گاهی بازگشت، درست در جایی رخ میدهد که همهچیز تمامشده به نظر میرسد.
و شاید همینجاست که داستان قلیزاده، از یک مصدومیت ساده، به آزمونی برای اراده تبدیل میشود.
خبرنگار: امین غلامنژاد




نظر شما